اریا زیبای من

مظهر زندگی

4/4/95 تولد آریا جون بود براش چرخش روزگاران را بر وفق مرادش رو انگشت دستانش رو دارم امیدوارم هر طرف انگشت دستانش میره روزگار هم به همون سمتت بچرخه آمین

+ بازدید : 12
+ نوشته شده در دوشنبه 14 تير 1395ساعت 10:43 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 10
+ نوشته شده در دوشنبه 14 تير 1395ساعت 10:20 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 40
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند 1394ساعت 16:48 توسط مامان زهره |

 

عاشقتم آریا جونآراممحبتبوسبرات بهترین ها رو آرزومندم خوشگلم

+ بازدید : 45
+ نوشته شده در يکشنبه 16 اسفند 1394ساعت 23:46 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 86
+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر 1394ساعت 22:58 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 82
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 آذر 1394ساعت 11:15 توسط مامان زهره |

این عکس شماوالنا در روز عاشورا94

+ بازدید : 99
+ نوشته شده در شنبه 23 آبان 1394ساعت 10:48 توسط مامان زهره |

آقا مربی

امروز جمعه 15/8/94 ساعت 6/15عصر شما شدی مربی عروسک هات

+ بازدید : 160
+ نوشته شده در جمعه 15 آبان 1394ساعت 17:50 توسط مامان زهره |

سلام آریا جون دیشب10/8/94 ساعت 10/5 موقع خوابت به من گفتی مامان من میخوام دندونپزشک بشم. وبعد از چند دقیقه گفتی ما امروز تو مدرسه دم وبازدم انجام دادیم وبهد شروع کردی به نفس کشیدن به صورت دم وبازدم وبا دستات 10 تا که شد تمام انگشت ها رو به من نشون دادی وگفتی مامان من انقدر انجام دادم راستی روزهای اول به خانم مربی تون میگفتی خانم مربعی اما حالا خوشگل میگی خانم مربی پیشرفتت عالی بود خوشگلم
 

+ بازدید : 90
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان 1394ساعت 17:59 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 87
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان 1394ساعت 17:51 توسط مامان زهره |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



+ بازدید : 101
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر 1394ساعت 20:24 توسط مامان زهره |

+ بازدید : 111
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر 1394ساعت 18:32 توسط مامان زهره |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

آریاودوستاش


+ بازدید : 104
+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر 1394ساعت 20:34 توسط مامان زهره |

امروز 19/7/94 آریا جون وارد موسسه شد با تردید با هزار خواهش وارد موسسه اش کردم بازهم با گریه رفت بالا اومدم خونه واز لپ تاپ نگاش کردم دیدم امروز بهتره وبا مربی کنار اومده وآروم تر بود خوب شد که موسسه آنلاین خیالم راحت شد ظهر موقع اومدن خوشحال بود موقع رفتن ناراحته موقع برگشتن خوشحال حالا نگران فردام

+ بازدید : 141
+ نوشته شده در يکشنبه 19 مهر 1394ساعت 17:58 توسط مامان زهره |

دیروز 18/7/94 آریا جون باز با گریه وارد موسسه شد موقع رفتن نمیرفت لباس های منو میکشید وارد نمیشد زمانی که مربی اومد ببرتش انقدر محکم به من چسبیده بود ولباس هامو میکشید که لباسم پاره شد خیلی گریه کرداز گریه اش گریه ام گرفت نتونستم جلوی گریه امو بگیرم ولی حالش خوب نبود گلوش عفونت کرده بود وآنتی بیوتیک میخورد توکلاس انقدر گریه کرد سرفه اش گرفت وبالا اورد موقع ورزش هم چون بالا پایین پریده بود پهلوش درد گرفت وموقع اومدن هم گریه میکرد ولی بعد نبود

+ بازدید : 110
+ نوشته شده در يکشنبه 19 مهر 1394ساعت 17:54 توسط مامان زهره |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 50 صفحه بعد