اریا جوناریا جون، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

تمام زندگی من

بدون عنوان

1392/8/14 1:02
نویسنده : مامان زهره
506 بازدید
اشتراک گذاری

این روزها خیلی شیرین زبون شدی حرفهای بزرگونه میزنی بعضی وقت ها حرفهای میزنی که نمیدونم از کجا یاد گرفتی هنوز پوشک رو رها نکردی تازه زنگ میزنی میگی بابا پوشک بخر با اسباب بازیهات که بازی نمیکنی فقط علاقه داری با وسایل خونه واشپز خونه بازی میکنی هر چی هم که برات میخریم علاقه ات تا زمانی هستش که خریدی تازه به اقا پایس هم خیلی علاقه داری وقتی پلیس رو مبینی کلی ذوق میکنی و شعر اقا پلیسه بیدار ررو میخونی بعدش به اب خیلی علاقه داری وبرای اینکه بری حموم واب بازی کنی میگی مامان پی پی کردم  وبعدش برای اینکه لج بابات رو در بیاری میگی آشد مامانم وهر وقت کار بد انجام دادی وحسابی منو عصبانی کردی میگی مامان آشدتم وبعدش منو بوس میکنی تازه میری روغن موی بابا رو میگری ومیری سراغ بابا وقتی بابا میگه نکن میگی موچه رفته تو موهات خلاصه این روزها داری اتیش میسوزنی با زهم عا ا اااااااااااااااشقتم نفس مامان نوشته شده ساعت یک بامداد 14/8/92 روز سشنبه 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)