بدون عنوان
مام محرم طلوع عشق ورسیدن به نهایت انسانیت را با تمام وجود گرامی میداریم امیدوارم بتوانیم با تمام صداقتمان احترام این روزها رو نگه داریم آمین ...
نویسنده :
مامان زهره
11:36
بدون عنوان
بدون عنوان
این اولین سفر اریاست که رفته یعنی تا این زمان از شهر بیرون نرفته بود واولین سفرش رفته پا بوس امام رضا ...
نویسنده :
مامان زهره
23:48
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
الاهی قربونت برم که بدونه عروسکت اصلا نمی خوابی عاشقتم نفس مامان ...
نویسنده :
مامان زهره
1:19
بدون عنوان
امشب 16/8/92رفتیم خونه ساناز اینا ساناز همسایه بغلی ماست تازه رفته پیش دبستان واریا اونو خیلی دوست داره امشب جفتشون خیلی اروم وبی سروصدا بازی کردن ومنو مامان ساناز حسابی با هم صحبت کردیم والان که ساعت12/5بامداد هست اریا با باباش رفته حموم وحسابی داره سروصدا میکنه
نویسنده :
مامان زهره
0:35
بدون عنوان
امروز14/8/92 منو تو وخاله با هم رفتیم بازار از دست تو شیطنت ها اصلا نتونستم خوب به مغازه ها دقت کنم چون همه حواسم به تو بود اصلا اروم نیستی ها هی میدویی منم مجبورم دنبالت بدوام تازه دوست نداری راه بری همش میگی بغلم کن تو مغازه هام که میری مدام اینور وانور میری خلاصه دیدم اینطوری نمیتونم خرید کنم زنگ زدم ساعت8/5بابات اومد با این حال نتونستم خرید کنم یک چیز جالب هرکی میره اتاق پروف تو اولین نفر میری تو جالب اینه که نظرم هم میدی میگی قشنه قربون اینطوری حرف زدنت برم خلاصه چون نتونستیم خرید کنیم گذاشتیم برای فردا الان هم انقدر ورجه ورجه کردی منت گذاشتی ساعت11/5 خوابیدی از تمام شبها زودتر خوابهای خوب ببینی عزیز دلم دوووووووووووووستت دارم
نویسنده :
مامان زهره
0:35
بدون عنوان
صدای پات رو دوست دارم وقتی حرف میزنی با اون صدای بچه گونه ات تمام صدای دنیا برام بی معنی میشه وقتی نگاهات رو عاشقونه به من میندازی تمام زیباییهای دنیا رو در نگاه پاک و معصوما نه هت میبینم وقتی عاشقونه دستات رو تو دستام میزاری احساسم اینه که دنیا تو دستهای منه من خدا رو بخاطر افریدن تو سپاسگرارم
نویسنده :
مامان زهره
16:29









